مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 36
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
جهانگير خان و فرمانده عرب را به نام كلب على شناسانده است . سيلوا فيگوئروا در مورد حملهء سپاه ايران به سواحل عمان در سفرنامهء خود توضيحاتى مىدهد . او فرمانده عرب را « كمال على » ناميده است . 35 اگرچه نتيجهء جنگ در جروننامه و كتاب فيگوئروا به دو صورت ذكر شده است ، اما مىتوان به قول شاعر اعتماد بيشترى نمود . جروننامه تنها منبعى است كه از مصالحهء مير عرب با سردار ايرانى و آمدن او نزد امام قلى خان صحبت مىكند . جنگنامهء كشم نام سرداران ايرانى كه به جنگ با عرب اعزام شده را « عماد عرب » و « شيخ موسى » ذكر كرده است . بخش دوم جروننامه ، شامل شرح مفصل حملهء نيروهاى ايرانى به جزيرهء هرموز و فتح آن است كه در واقع مهمترين بخش اين منظومه بشمار مىآيد . بسيارى از اطلاعات و روايتهاى « قدرى » در اين بخش منحصر به فرد است و در ديگر منابع به چشم نمىخورد . تنها مسألهء قابل تأمل ، سكوت مطلق « قدرى » دربارهء حضور نيروهاى انگليسى در جنگ است كه در اين مورد دو امر محتمل مىنمايد ؛ يكى اين كه « قدرى » تمامى روايت خود را بر اساس شنيدههاى شخصى يا روايت فرد يا افرادى تنظيم نموده كه از چند و چون ماجرا آگاه نبودهاند و احتمال ديگر اين است كه شاعر به عمد ، حضور نيروهاى بيگانه را در اين نبرد ناديده گرفته است ، يا اينكه بر اساس روايت « قدرى » بايد پذيرفت كه مسألهء حضور نيروهاى انگليسى لازم است مورد تجديد نظر كلى قرار گيرد . بخش دوم جروننامه يعنى روايت فتح هرموز از اين ديدگاه اهميت و جايگاه ويژهاى را داراست و اميد آن كه مورد توجه محققان قرار گيرد . جهت شناساندن اهميت روايى و تاريخى حوادث جروننامه در بخش دوم آن با توجه به مشكلاتى كه پيش از اين ذكر شد ، گزارشى از رويدادهاى ذكر شده خواهيم داد و اهميت هر بخش را با مقايسهء ديگر منابع بررسى خواهيم كرد . « قدرى » فتح « جرون » را با « معين كردن مستحفظان بسر قلعهء مفتوحهء قشم » آغاز نموده و آورده است كه امير « سوندوك » به فرماندهى قشم منصوب شد . بدين ترتيب راه بردن آب شيرين بر پرتغالىهاى هرموز بسته شد . پرتغالىها ناگزير سفيرى را به نزد